تبلیغات
دنبال چه جور مطلبی می گردی؟!؟(*مــــــــطـــــــالــــــــب*) - رابطه عشق و ازدواج در ایران
دنبال چه جور مطلبی می گردی؟!؟(*مــــــــطـــــــالــــــــب*)
  صفحه نخست       |       تماس با مدیر       |       پست الکترونیک       |       RSS       |       ATOM
 
خانواده محور بودن سیاست های کلان برنامه پنجم توسعه کشور، آیین نامه قانون تسهیل ازدواج جوانان، تدوین سند جامع فرابخشی توسعه و ساماندهی امور جوانان، ترویج ازدواج موقت، ترویج ازدواج نیمه مستقل، احیای ماده ۲۳ لایحه حمایت از خانواده در کمیسیون فرهنگی مجلس (تسهیل چند همسری)، راه اندازی شبکه فعالان ازدواج در استان ها، ثبت نام اینترنتی ازدواج دانشجویی، ترویج ازدواج موسسه ای، راه اندازی مسکن مهر رضا، وام ازدواج، ترویج ازدواج های آسان، ترویج چند همسری در سریال های تلویزیونی، انتشار هندبوک آگاهی و آموزش ازدواج جوانان از سوی سازمان ملی جوانان، رواج سایت های ازدواج موقت و تشکیل صندوق اندوخته ازدواج جوانان…
تنها نشان دهنده گوشه ای از تلاش دولت نهم برای اصلاح آن چیزی است که در ادبیات همان طیف «بحران تجرد»، «تنگنای ازدواج»، «مضیقه ازدواج»، «خروج از بار ترافیک ازدواج» و… نامیده می شود. به این ترتیب به نظر می رسد که «انتخاب زندگی در تجرد» از طرف این سازمان و دیگر سازمان هایی که از سویی خود را متولی امور جوانان ایران می دانند و از سویی دیگر مبلغ یا تابع تفکیک جنسیتی در جامعه هستند عاری از اعتبار و ارزش فردی و اجتماعی است.
به کارگیری ادبیاتی مانند «ازدواج معوقه»، «تقاضای موجود در زمینه ازدواج»، «هدفگذاری برای یک میلیون و ۵۰۰ هزار ازدواج در سال»، «عملیاتی شدن نقش جوانان»، «بار ترافیک ازدواج»، «رفع موانع کاذب و آسان سازی ازدواج»، «تنگنای ازدواج» و… از سوی سازمان عریض و طویلی که ارثیه دوران «جوان دوستی» ریاست جمهوری محمد خاتمی با بودجه سالانه ۲۸ میلیارد تومان است – سهم هر فرد ۱۲۰۰ تومان – به نظر می رسد که پیش از هر چیز بیانگر نگرش «اداری» یا «شیء وارگی» به مقوله «انسانی و عاطفی» ازدواج باشد.
بنا به اظهار رئیس سازمان ملی جوانان، «هم اکنون کل جمعیت هرگز ازدواج نکرده از ۱۰ سال به بالا،
۲۳ میلیون و ۵۰۰ هزار و ۸۶۳ نفر به تفکیک مرد و زن است و از این تعداد
۱۳ میلیون و۱۳۰ هزار و ۹۷۰ نفر را مردان و ۱۰ میلیون و ۳۶۵ هزار و ۸۹۳ نفر را زنان ازدواج نکرده تشکیل می دهند.» این آمار ۲۳ میلیونی از سوی این سازمان در حالی ارائه می شود که چندی پیش از سوی مشاور رئیس سازمان صدا و سیما در امور جوانان «۱۵ میلیون» اعلام شد: «در حال حاضر ۱۲ میلیون جوان در انتظار ازدواج هستند و تعدادی هم از سال های گذشته به عنوان معوقه وجود دارد که تعداد این جوانان را به بیش از
۱۵ میلیون می رساند.»
به هر حال جمعیت مجرد ایران چه
۲۳ میلیون باشد و چه ۱۵ میلیون بنا به گفته یک تحلیلگر آمار «از خود سوال نکنیم که چه انگیزه ای برای بزرگ نمایی آمار مجردها در ایران وجود دارد» این آمار وقتی معنای بیشتری پیدا می کند که در برابر آمار «۳۳ میلیون و ۱۱۳ هزار و ۱۵۸ نفر دارای همسر» از میان جمعیت ۷۰ میلیونی ایران قرار بگیرد.
تاکنون آنچه که از سوی مسوولانی که خود را صرفاً متولی امر ازدواج جوانان می دانند به عنوان عوامل اصلی تجرد بر شمرده می شد، مسائل اقتصادی چون «گرانی ارزاق، گرانی مسکن، بیکاری، تجمل گرایی و نفوذ فرهنگ غرب» بوده است.
از سوی دیگر اقتصاد دانان این مقوله را به «اوضاع نابسامان اقتصادی و تورم های دو رقمی»، جامعه شناسان به «تفکیک جنسیتی جامعه به زنانه و مردانه، عدم امنیت اجتماعی، ارتقای سطح تحصیل و شعور اجتماعی جوانان و آشنایی با فرهنگ غرب»، حقوق دانان به «آشنایی زنان و مردان با حقوق فردی» و حتی برخی سنتی ها به «تزلزل در ارزش های خانوادگی و مذهبی» نسبت می دهند اما تنها گروهی که برای نخستین بار این امر را از جنبه ای دیگر نگاه می کنند کارشناسان بهداشت روانی هستند.
دکتر سعید یزدانی بانی موسسه «خانه امید جوانان» که از سال ۱۳۷۸ در زمینه «ازدواج موسسه ای» فعالیت می کند و بنا به گفته او «ازدواج موسسه ای نشانه بارز جامعه ای است که مکانیسم ایجاد عشق، شکل گیری رابطه عاطفی و احساسی در آن، خودبه خودی و طبیعی نیست»، می گوید: «اگر مردم در بیان و پیگیری عواطف شان ممنوعیت و محدودیت داشته باشند و جامعه با کنترل درونی افراد و به شکل طبیعی هدایت نشود مکانیسم ازدواج به طور خودبه خودی و طبیعی اتفاق نمی افتد و جامعه نیاز به ازدواج موسسه ای، ازدواج موقت، ازدواج نیمه مستقل و انواع و اقسام دیگر راهکارهای موقت و تصنعی پیدا می کند.» این پژوهشگر و تحلیلگر مسائل جوانان که تاکنون پرونده بیش از هشت هزار نفر را در موسسه خود مورد مطالعه قرار داده و حدود سه هزار نفر از این تعداد را به «خانه بخت» فرستاده است، کسی است که تاکید می کند: «برخی مسوولان به همه مقولات موثر اشاره کرده اند به جز مقوله رواج فرهنگ بی ارزش تلقی کردن فرهنگ عشق.»
اشاره به «انکار عشق» وقتی اهمیت بیشتری پیدا می کند که بنابه گفته جامعه شناسانی چون دکتر شهلا اعزازی، «براساس قوانین و فرهنگ سازی موجود کانون خانواده و امر ازدواج اعم از دائم و موقت اغلب با رویکرد جنسی نگریسته می شود.»
بنابه نظر تحلیلگران مطبوعات «ترویج خشونت در ایران» ابعاد گسترده ای دارد که انعکاس بارز آن در تیتر روزنامه ها دیده می شود.
مرور برخی از مضامین تیترهای خبری خبرگزاری ها خالی از لطف نیست: خشونت خانگی، قتل های خانوادگی، فرزندکشی، خشونت سیاسی، والدین کشی،خشونت ورزشی، خشونت علیه زنان، خشونت علیه کودکان، سرقت مسلحانه، خشونت جنسی، مجازات، زندان، نزاع خیابانی و…
«اساس ازدواج، عشق است و اگر عشق تابو شود، طبیعی است که معضلات و نابسامانی های عاطفی متعددی شکل می گیرد. اساساً انسانی که قادر نیست عشق را بیاموزد، بشناسد و عاشق شود، از منظر علم بهداشت روان، انسان کاملی نیست.»
اینها تحلیل کسی است که خود با شناخت آسیب ها و کاستی های موجود اجتماعی تلاش می کند تا در قالب «موسسه» انسان ها را به یکدیگر پیوند دهد. برخی دولتمردان کشور مسلمان لبنان، روش دیگری برای مشکل تفکیک جنسی جوانان در جامعه یافته اند. ربابه صدر، خواهر امام موسی صدر در گفت وگوی خود با یک روزنامه توقیف شده چاپ ایران، با اشاره به اندیشه ها و روش مترقیانه برادرش برای اداره کشور شیعه، گفت: «دختران ما وقتی دوران کودکستان و ابتدایی را به اتمام می رسانند به مدارس مختلط می روند تا روش های طبیعی زندگی با یکدیگر را بیاموزند. اتفاقاً من فکر می کنم آنها در کلاس های مختلط یاد می گیرند که چگونه از دین و شرف خود حمایت کنند و اینها بهترین دختران و مادران آینده خواهند شد.»
دکتر سعید یزدانی نیز که از نظر او «عشق آموختنی است و کودک باید از دوران کودکی عشق را به واسطه والدین، مدرسه و جامعه و در رفتار عملی آنها بیابد و بیاموزد» معتقد است در جامعه ای که تجرد را نوعی ناهنجاری ارزیابی می کنند آمار بالای تجرد پیام مهمی
به جامعه می دهد: «جامعه در روابط عاطفی و احساسی اش دچار سردرگمی شده است.»
در یک جامعه سالم با مکانیسم
خود به خودی ازدواج، ۷۰ درصد افراد واجد شرایط، ازدواج می کنند و تجرد در
۳۰ درصد باقیمانده که به طور کلی خود را از نگاه محافظه کارانه ازدواج، مبری می دانند، امری طبیعی به نظر می رسد. اما دیدن اعلان هایی مانند
«لژ خانوادگی» و «ورود افراد مجرد ممنوع» در رستوران ها و خواندن اخبار متعددی مانند «خطر به گناه افتادن مجردها»، «بحران تجرد»، «مجردها انسان ناکامل»، «نگرانی از افزایش تجرد» و… نشان می دهد که آگاهی عمومی در این زمینه به حد مطلوب نرسیده و افراد مجرد را دارای هویت مستقل، نمی دانند. انعکاس این نگاه را می توان در امکاناتی که دولت برای مجردها تدارک دیده است، ارزیابی کرد: صندوق مهر رضا حتی المقدور به مجردها وام نمی دهد، مجردها اغلب سخت تر از متاهل ها ارتقای شغلی پیدا می کنند، رانندگان آژانس و رانندگان سرویس مدارس از میان متاهلان ترجیح داده می شوند، عموماً مجردها کمتر می توانند نگهبان ادارات دولتی بشوند، استخدام رسمی متاهل ها آسان تر از مجردهاست و…
از آنجا که نحوه مدیریت جامعه هرمی است این نگاه دولتی به سرعت میان مردم نیز تسری پیدا کرده است. نگاهی گذرا به ستون های بخش آگهی روزنامه ها این ادعا را تایید می کند. در درصد بالایی از آگهی ها قید شده است: «افراد متاهل در اولویت استخدام هستند.»
با این همه چنانچه از اخبار بر می آید، سیاست دولت نهم متاهل کردن مجردهاست. برای مثال یکی از مسوولان ازدواج دانشجویی گفته است: «سیاست کلی نهاد های اجتماعی کشور آن چنان که بیان شده وجود اکثریت متاهلی در دانشگاه است. شرایط مطلوب این است که دانشجویان متاهل در دانشگاه ها اکثریت را داشته باشند.» این تلاش آنقدر جدی است که حتی در مواردی در قالب تبلیغ ازدواج موقت و ازدواج نیمه مستقل نیز مطرح شده است.
محمد روشن عضو هیات علمی پژوهشکده خانواده دانشگاه شهید بهشتی درباره اینکه در کشورهای غربی چیزی به نام ازدواج موقت وجود ندارد و حتی در بعضی از کشورهای اسلامی مثل تونس، عراق، مصر و سوریه، نهاد ازدواج موقت شناسائی نشده است، پیشنهاد و تبلیغ «ازدواج موقت» در ایران را راهکاری برای برون رفت از بحران تجرد در ایران ارزیابی می کند. اواخر مرداد ماه سال جاری در واکنش به آنچه که از سوی بسیاری از فعالان و حقوقدانان حوزه زنان «تبلیغ چند همسری» ارزیابی می شد
- تصویب لایحه حمایت از خانواده – شماری از فعالان اجتماعی و حقوقدانان، به مجلس رفتند تا صدای اعتراض زنانی را که تمایلی به چند همسری همسرانشان نداشتند به گوش نمایندگان برسانند. فقط چند روز بعد از این اقدام این لایحه «رد» شد اما هنوز چند روز نگذشته، مجدداً این اخبار به طور پراکنده منتشر شد که «برخی از مواد این لایحه مجدداً تصویب خواهد شد.» از جمله زنانی که در مقام نماینده تهران در حمایت از ماده جنجالی ۲۳ لایحه حمایت از خانواده برخاست، فاطمه رهبر، عضو فراکسیون زنان و کمیسیون فرهنگی بود.
او چند روز پیش در همین رابطه گفت: «براساس پیشنهاد ما، ماده ۲۳ این چنین شد که «اختیار همسر دائمی بعدی منوط به اجازه همسر اول یا احراز دادگاه از توان مالی یا عدم خوف از اجرای عدالت بین همسران یا اثبات یکی از شروط هشت گانه است.» فاطمه رهبر شاید به عنوان راهکاری برای کاستن از «بار ترافیکی تجرد» به خبرگزاری ها گفت: «با توجه به اینکه بحث تعدد زوجات در قرآن نیز آمده و تجویزی است برای شرایط خاص و افراد خاص یا زمانی که ضرورت دارد، بنابراین ما این پیشنهاد را در کمیسیون فرهنگی ارائه کردیم.»
با این حال دکتر سعید یزدانی می گوید: «تجویز به ازدواج موقت نمی تواند عمومی باشد و از بلندگوهای عمومی به مردم توصیه شود. ازدواج موقت در جامعه ایران که مبناهای مذهبی دارد صرفاً می تواند برای افراد خاص و در وضعیت خاص توصیه شود.»
راه حل بعدی مقامات دولتی، مثل سازمان ملی جوانان نیز اگر چه به اندازه راهکار وزیر کشور سابق پورمحمدی
- ازدواج موقت- جنجالی نشد اما مورد بی اعتنایی قرار گرفت شاید به این دلیل که هر شنونده ای به طور غریزی و خود به خودی می داند که با دستورالعمل ها و نامه های اداری و دولتی، جوان هایشان را به «ازدواج نیمه مستقل» ترغیب نخواهند کرد. کمااینکه رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران و عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، دکتر مصطفی اقلیمی نیز «مطرح شدن ایده ازدواج های نیمه مستقل را ناشی از گم کردن و رها کردن دلایل و ریشه های اصلی معضل کاهش ازدواج در کشور» عنوان کرد و نسبت به «تبعات ناشی از افزایش آمار طلاق در کشور در اثر اجرای این طرح هشدار داد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در: سه شنبه 22 تیر 1389 :: توسط : ahmad spy


 
درباره وبلاگ
مدیر وبلاگ : ahmad spy
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :